تبریک
میلاد خجسته حجت حق، امام محمد باقر علیه السلام ؛ غواص اقیانوس دانش ها، رازگشای بی هماورد بینش ها و پرتوگستر بی همتای ارزش ها، هفتمین ستاره عصمت، پنجمین آفتاب امامت، برره پویان عطر ولایت مبارک باد؛ امامی که در عصر حاکمیت جهل و حکومت جور، چونان خورشیدی فرهنگ گستر و ظلمت سوز، روشنی بخش و شب برانداز بر قلب تیرگی ها و تباهی ها فرود آمد و ژرفای بلند اندیشه های ناب محمدی را بنیانی دوباره نهاد. درود و سلام و صلوات بی کران خداوندی، روح و ریحانِ روانِ پاک او و خاندان طاهرش باد.
تولد
شهر مدینه، پنجاه و هفتمین رجب از هجرت پیامبر را با شعف ورق می زد، و در شوری مقدس، میلاد شادی آفرین پنجمین روشنگر هستی را انتظار می کشید. آسمان در بستری از نور، باران سلام و صلواتش را بر سرای سعادت گستر امام سجاد علیه السلام شادباش می کرد و زمین، سفره ای از سبزی و سرور را مهّیای مقدم سراسر شکوه امام باقر علیه السلام می ساخت. در میان هاله ای از شور، ناگهان غنچه های انتظار شکفت، گل های لبخند بر لب های حاصران رویید .
از هر سو به اين دريا بنگري غير از زيبايي چيزي نخواهي ديد. درهر يك از سواحل و مناظر اين دريا بنشيني, چشم عقل و ديده دلت را زيبايي خيره خواهد كرد, زيرا اين دريا ظرف مقدسي است كه خدا در آن جلوه كرده است. اين دريا همان است كه وجود زلالش مظهربنيادي ترين معارف الهي است و جوشش او پرده از چهره ي دانش و معرفت زايل كرده است. اين دريا همان است كه ظهورش قشر ضخيم جهل را شكافت و حصار گرداگرد دانش را فرو ريخت تا تشنگان حيران وادي حقيقت جرعه نوش زلال ترين معارف خدايي شوند.
آري! او باقرالعلوم و سرشارترين درياي دانش و گرانبارترين نخل باغ معرفت است. آنگاه كه امام باقر عليه السلام درياي وجودش را درمعرض جرعه نوشي مشتاقان معارف الهي قرار داد, برخي غواصان بحر معارف توانستند هفتاد هزار حديث كه هر يك از آن ها كليدي براي گشودن دروازه هاي علوم مختلف الهي بودند, ازمحضر امام باقرالعلوم عليه السلام فراگيرند. البته كساني مثل جابر كم نبودند و حتي برخي باطرح سئوالات بي شمار از محضر امام باقر عليه السلام, به ذخاير علمي و معرفتي اسلام كمك زيادي كردند. چنان كه افرادي مثل محمدبن مسلم با طرح سي هزار سئوال علمي و معرفتي در محضر امام باقر عليه السلام و ضبط پاسخهاي امام, راز بسياري از مسائل را براي خود و معاصرانش گشود.
امام باقر عليه السلام به تنهايي يك دانشگاه بود و انواع علوم را به مشتاقان مي آموخت. هستي شناسي, تاريخ, اخلاق, فقه, كلام ,سيره شناسي, علوم قرآني, تفسير, انسان شناسي و دهها عنوان ديگركه هر يك از آنها بخشي از معارف وحي را تشكيل مي دهند, از علومي بودند كه خوشه چينان معرفت از محضر امام مي آموختند.
امام باقر عليه السلام زماني به تبيين اساسي فرهنگ و معارف وحي همت گماشت كه افكار و نظرات ناصواب از هر سو مي جوشيد و فرهنگ اصيل دين به شدت در معرض هجوم قرار داشت. اين هجوم چنان بود كه اگر امام باقر عليه السلام و ساير ستارگان اهل بيت با روشنگريهاي خويش پيام اصيل وحي را به مردم ابلاغ نمي كردند, چه بسا از دين خدا چيزي غير از مشتي افكار سطحي و توجيه گر ستمگران باقي نمي ماند. بنابراين, در آن روزگار, امام باقر عليه السلام همان
تجسم عيني وعده خدا, به حضرت محمد مصطفي درباره ي نگهباني ازفرهنگ رسالت بودند و با حضورش در عرصه ي اجتماع, پاسدار ميراث حضرت ختمي مرتبت شدند. عظمت قيام فرهنگي امام باقر عليه السلام براي نگهباني از فرهنگ رسالت, زماني قابل درك خواهد بود كه از اوضاع فرهنگي و تمايلات فكري و سياسي آن زمان كلياتي در ذهن داشته باشيم.
در آن روزگار, بخشهاي بزرگي از جهان كه مهد تمدنها و فرهنگهاي كهن محسوب مي شدند, به دست مسلمانها افتاده بود. در اين بخشها, انواع مكاتب و نحله هاي فكري, فرهنگي و مذهبي كه
ميراث روزگار كهن باقي مانده از باورهاي ناصواب مردمان پيشين بودند, در برابر فرهنگ رسالت قرار داشتند. از آن جا كه توسعه ي ارضي اسلام, بدون تعميق و توسعه فرهنگي و فكري پيش رفته بود و خلفاي اموي كه فرمانروايان جهان اسلام محسوب مي شدند, به اين موضوع توجهي نكرده بودند, تبيين فرهنگ اصيل رسالت ضروري ترين نياز دنياي اسلام در روزگار امام باقر عليه السلام محسوب مي شد. از سوي ديگر, در ميان خود مسلمانان نيز افكار و ديدگاههايي بروز كرده بود كه با فرهنگ اصيل وحي در تباين قرار داشت و انحراف محسوب مي شد. بخش اعظم اين انحرافات از حاكميت خلفاي اموي نشات مي گرفت و رجعت طلبي و بازگشت به معيارهاي فرهنگي, اجتماعي و سياسي دوره ي جاهليت, بزرگترين مظهر اين انحراف بود. علاوه بر اين, به موازات اين رجعت طلبي كه سقوط جامعه به دوره ي جاهلي را در پي داشت, حاكمان اموي و كساني كه از اين حاكمان حمايت فرهنگي و فكري مي كردند به رواج ديدگاهها و افكاري مي پرداختند كه هدف نهايي آن توجيه حاكميت سياسي امويان بود. اين كار كه غالبا از طريق فرقه سازي انجام مي گرفت , زدودن فضاي بدبيني نسبت به اعمال و رفتار رجعت گرايانه امويان را دنبال مي كرد. به همين دليل در آن زمان شعارهايي كه از تشويق مردم به عدم بحث و قضاوت درباره ي اعمال بدامويان و واگذار كردن اين كار به خدا و تسليم شدن به وضعيت موجود حكايت مي كرد, رواج داشت و برخي از فرقه هاي توجيه گر مي خواستند اين شعارها را درميان مردم تثبيت كنند.
امام محمدباقر عليه السلام كه تبيين فرهنگ اصيل رسالت را ضروري ترين نياز زمان خويش مي دانستند با همتي كه شايسته ي رهبران الهي است, قيام سترگ فرهنگي و فكري را آغاز كردند تا
ريشه ي همه ي انحرافات و اعمال ناصواب فردي و جمعي را بخشكانند و بناي شكوهمند ديانت و وحي را در منظر ديدگان بيارايند.
بنابراين, قيام فكري و فرهنگي امام محمدباقر عليه السلام بيش از هر چيز متوجه حاكميت سياسي امويان بود و موجبات تزلزل پايه هاي حاكميت اين سلسله را فراهم مي كرد. به همين دليل, از نظرحاكمان اموي, جرم اين قيام فرهنگي كمتر از جرم قيام حماسي امام حسين عليه السلام نبود. در حقيقت, حاكمان اموي مي دانستند كه روشنگريهاي مجالس درس امام باقر عليه السلام و تلاش شاگردان آن امام بزرگ, در پي همان اهدافي است كه حماسه آفرينان عاشورا در
كربلا دنبال مي كردند. رمز دشمني هاي امويان با امام باقر عليه السلام نيز به همين نكته بازمي گشت و حاكمان اموي پيوسته در تلاش بودند امام را از اين قيام فرهنگي بازدارند.
ولادت امام محمدباقر عليه السلام را به عموم پيروانش تبريك مي گوييم.
/08:57 ب.ظ
کد خبر: 7178
فرستنده: مدیر سایت
گروه: